خرید بک لینک
با یه پدیده سورئال تو زندگی رئالت طرف میشی، مستأصلی، میخوای حرف بزنی یا داد بزنی و کمک بخوای ولی فکّت و دهنت قفل میشه، نفس کشیدن تبدیل به سخت ترین کار دنیا میشه، یه چیزی دنبالته تا خارتو مغیلان کنه، و ذره ذره ناامیدتر، دست و پا بسته تر و ترسیده تر میشی. در نهایت تو مقاومت یا تو تسلیم محض، خواب تو رو له، مچاله و هیچ میکنه و بیدار میشی. با قلبی که داره مثل بیت باکسِرا دوپ دیپ داپ داداپ دودوپ می

برچسب: کابوسینگِ,نایتمِر, نویسنده: آیلین حسینی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 17:36

از جوری که به بقیه نگاه میکنم خوشم میاد. یه چیزیه شبیه این فعّالای حقوق بشری که یه تیشرت تک رنگ میپوشن یه کلاه معمولی سرشون میکنن و میرن تو بیابون و حواسشون به اون آدمای ناتوان هست. یا مثل فعّالای محیط زیستی که نگران این خروج چیز از معاده چیزن. یه نگاهِ شاد، یه جور نگاهی که عاقل اندر سفیه نیست. یه جور نگاهِ مهربونِ پلیدِ معصوم. یه نگاهِ الهی... (الهی الهی) موضوعات مرتبط: خوابای قیلوله برچسب

برچسب: نارسیسیم, نویسنده: آیلین حسینی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 17:36

اگر پدر یا مادر هستید، یا میخواهید بشوید؛ لطف کنید و تحمیل نکنید. به فروید و پیاژه و اهّم بشریت قسم که کودکان و نوجوانان و جوانانی که نقش فرزندی شما را به عهده گرفته اند برای خودشان دنیایی دارند پر از دغدغه، مشکل، قانون و چارچوب. با اصرار ها و فشار های مکرّر بر سر مسائل بعضاً خصوصی و شخصی (بله! شما آنها را به دنیا آورده و بزرگ کرده اید ولی صاحب و حاکمشان نیستید. راهنمایشان هستید!) مثل رفت و آ

برچسب: بالوالدینِ,احسانا, نویسنده: آیلین حسینی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 17:36

نقطه ویرگول رو نویسنده ها وقتی میذارن که جمله شون تموم شده باشه ولی نخوان تمومش کنن؛ برای همین این علامت رو انتخاب کردن تا نمادی باشه برای مقابله با خودکشی؛ برای وقتی که زندگیت تموم شده تو سرت، تو فکرت، تو خودت، ولی نمیخوای تمومش کنی. مثل وقتی که میبینی چیزی جز دعوا و اعصاب خوردی و خشونت و غم تو رابطه ات نیست ولی نمیخوای تمومش کنی؛ نقطه ویرگول رو توی حیات میشه به وضوح دید؛ همه رقمه برای انقرا

برچسب: نویسنده: آیلین حسینی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 17:36

qaund tu me manquais
je viens et frappais à la port de ton coeur
qaund ton coeur frappe
sache, tu me manque.

برچسب: نویسنده: آیلین حسینی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 17:36

زمان به سرعتی شگفت انگیز در حال گذره. طبق قانون لَختی و لَشی هم تو کندترین حرکات ممکن دارم طی میکنم روزا رو. همه چیز خارج از کنترل به نظر میرسه. استرسی ندارم ولی، انگار توی طوفانی شدید وسط دریا باشی و به جای نگرانی در مورد پاره پاره شدن کشتی، دوتا تیوب اردکی بندی به بازوهات و ساندویچتو گاز بزنی. کی اینقدر زنده میمونه که دنیا براش اهمیت داشته باشه؟

Johy Cash - Hurt


موضوعات مرتبط: خواب گردیام
برچسبها: بدرود رویای پژمرده , بدرود راه صعب العبور

برچسب: نویسنده: آیلین حسینی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 17:36

چه مرگته که داری خوشیامو میگیری ازم؟ هوم؟!

برچسب: نویسنده: آیلین حسینی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 17:36

I'm too lost to be found now,

too far away to be rescued,

too much dead to feel alive;

and a good pretender of having a good time here,

I pretend it so good even my mind is fooled from time to time...


موضوعات مرتبط: کابوسام
برچسبها: shattered

برچسب: نویسنده: آیلین حسینی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 17:36

صفحه بندی